تبليغاتX
مثل همه ، مثل هیچکس

مثل همه ، مثل هیچکس

ٍٍٍٍٍِِتک برای همه ، بدون محدویت سنی

 

كشور امارات عربي متحده در دو مرحله به دلیل ديكتاتوري حاكم بر كشور عزيزمان ايران و به واسطه سرمايه گذاري هموطنان مهاجر ايراني ، با يك جهش بلند دوچار پيشرفت اقتصادي گرديد و اينك تقريبا در رديف كشورهاي توسعه يافته قرار گرفته است ولی نه تنها این موضوع همسایه حریص ما را راضی ننموده بلکه اینک چشم به خاک ایران عزیز داشته و پنجه های پلیدش را با حمایت سایر اعراب بر این خاک زخم خورده نهاده تا شاید بتواند از ضعف حاکمیت بی خرد جمهوری اسلامی استفاده نموده و جزایر همیشه ایرانی تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی را صاحب گردد.

 

مرحله اول زماني بود كه پهلوی اول با اعمال كشف حجاب سبب گرديد مردم مسلمان و متعصب جنوب كشور براي دفاع از ناموس خود و فرار از کشف حجاب سرمايه ها را برداشته و به جنوب خليج فارس مهاجرت نمايند . در آن دوران تفاوت ايرانيان مهاجر با اعراب باديه نشين تفاوتي آشكار به لحاظ اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بود و تاثير آنرا ميتوان آغاز تحول در امارات عربي متحده دانست .

 
 

 

 

مرحله دوم را مي توان در حال حاضر و در زمان ديكتاتوري حاكمان وقت ( جمهوري اسلامي ) دانست چراكه با وجود اينهمه بي درايتي و بي كفايتي و شرايط دشوار و نا امن اقتصادي ، سرمايه گذاران ايراني را ميتوان در رده بالاترين سرمايه گذاران خارجي و توريست هاي ايراني را ميتوان بعنوان بهترين مشتريان بازار امارات دانست .

تاريخچه جزاير ايراني از ابتداي تنش در خليج فارس :

 

 

 

درقرن نوزدهم که استعمار شکل دیگری داشت ،امپراطوری بریتانیا به دوران ناصر الدین شاه به واسطه ادعاهای امارات و اعراب جزایر قشم -لارک-ابوموسی- تنب بزرگ و کوچک را به نا حق به دندان گرفت ولي با توجه به پرونده سياه دوران قاجار در ازدست دادن مرزهاي وسيعي از كشور حتی ناصر الدین شاه پادشاه وقت قاجار نیزتاب نياورد و بریتانیا را به نقشه رسمی وزارت جنگ بریتانیا در سال ۱۸۸۶ که مالکیت ایران را بر جزایر فوق تایید مینمود ،رهنمون ساخت . درنامه فوق که در سال ۱۸۸۸ از جانب دولت بريتانيا به ایران ارسال شده بود مالکیت ایران بر جزایر قشم ،هنگام،لارک،سيری ،ابوموسی، تنب کوچک وتنب بزرگ را رسما تایید نموده بود . ناصرالدين شاه ، به نماینده بریتانیا شديدا اخطار كرد که ادعاهای اعراب كاملا دروغ و واهی بوده و مواظع بریتانیا نیز بی پایه و اساس بوده است .

 

تنش هاي نخست بين ايران ، امارات و بريتانيا : درزمانيكه استعمار بزرگ بريتانيا  بر جزایر فوق حکم میراند و اوضاع داخلي ايران بسيار پر تنش و نابسامان بود ، بريتانيا پرچم شیخ شارجه را در سه جزیره ابو موسی ، تنب کوچک ، تنب بزرگ ، بر افراشت .  با توجه به اوضاع پر آشوب در آن دوره حكام تا بيش از يك سال متوجه اين موضوع نبودند ولي در نهايت مدیر بلژیکی گمرکات جنوب کشور به هنگام گشت زنی ، پرچم شیخ شارجه را دیده و دستور داد پرچم را پايين آورده و پرچم ايران برافراشته شود و چند نفر نيروي نظامي  در آنجا مستقر شوند اما بریتانیا واکنش نشان داده و پرچم ایران را به برداشته و پرچم شيخ شارجه را نصب نمايند ، ولي مجددا ایران پایه پرچم را کنده و این وضع ادامه میابد و عاقبت به واسطه اصرار ایران در این کار ، بریتانیا میپذیرد تا به هنگام روشن شدن وضعیت هیچ پرچمی در انجا افراشته نگردد. اما ایران که شاهد بازرگانی قاچاق و غیر قانونی اعراب در ان جزایر بود و شرايط را براي تسخير جزاير براي امارات مساعد ميديد دست به تاسیس قرارگاه پلیس زده و اقدامات جدی خود را به جهت کنترل تجارت اغاز نمود .

اقدامات و موضع گيري هاي دکتر محمد مصدق ، دكتر اميني ، علم و هويدا : در۱۹۴۸ ایران که با بی اعتنایی و بی احترامی انگلستان به روند مذاکرات رو به رو گشته بود بار دیگر اماده ارجاع پرونده به سازمان ملل نموده بود و اعلام امادگی که اماده باز پس گیری جزایر با استفاده از زور میباشد و به هر نحوي بصورت گسترده در صدد حفظ تماميت ارضي ايران ميباشد ، اما دولت وقت  بریتانیا اعلام نمود که بر مواضع خود استوار است و قصد باز پس دادن جزاير را به ايران ندارد ، در عين حال نمايندگان دولت ایران عازم تنب بزرگ گشتند و پرچم ایران را به اهتزاز در اوردند، در ۱۹۴۹ بار دیگر انگلستان پایه پرچم را از جای در اورد ، ولي اينبار دکتر محمد مصدق در ۱۹۵۳ رزمناو و تعدادي نيروي نظامي را به ابو موسی گسيل داشت ، این اقدام موید امادگی و جديت ایران برای باز پس گیری جزایر به هر قیمتی شمرده می شد . در ۱۹۶۱ در دوره دکتر امینی و به تقلید از ابوموسی این روند در ارتباط با تنب بزرگ انجام پذیرفت تا نيروهاي نظامي ايران عازم تنب بزرگ شوند و در نهايت دولت اسد الله علم   جزیره سیری را از بریتانیا و شیخ نشینهای شارچه بازپس گرفت، این اقدامات در مورد دیگر جزایر ایران نیز با تنشهای بسیار ادامه یافت تا زمانی که بریتانیا در صدد بیرون رفتن از خلیج فارس بر امد .بریتانیا در ۱۹۶۸ در پی بیرون رفتن از خلیچ فارس بود ، اما ایران بر این خواست خود اصرار می ورزید که به واسطه سیاست استعماری انگلستان در قبال ایران به جهت تسخیر غیر قانونی جزایر ایرانی از ۸۰ سال پیش تا کنون باید بازگردانیدن جزایر به ایران صورتی رسمی داشته باشد.ایران در جهت نیل به این هدف تهدیداتی جدی را اغاز نمود و عمدتا بر اقدام نظامی اصرار می ورزید ، نخست وزیر وقت هویدا در ۱۹۷۱ اعلام نمود که ایران برای احقاق حق خود با تمام توان خواهد جنگید و به کشتیهای جنگی ایران ابلاغ گردید با رویت هر هواپیمای انگلیسی که بر فراز این جزایر پرواز کنند ان را هدف قرار دهند ، و بر این نکته تاکید کرد که هیج سازشی را پذیرا نخواهیم بود - از جانب دیگر ایران تلاشهای دیپلماتیک وسیعی را در سطح جهان اغاز نمود تا راه بازگشت این جزایر به ایران را فراهم نماید. از جانبی گفتگوها با بریتانیا ادامه داشت ، لندن تفاهم نامه نوامبر ۱۹۷۱ را بر حاکمیت مشترک شارجه و ایران بر ابو موسی را ، در ابتدا به امضای دو طرف رساند . اما دو جزیره تنب کوچک و بزرگ بدون گفتگو به ایران باز گردانده شد ، در روز ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱نخست وزیر ایران اعلام نمود که پرچم ایران بر فراز سه جزیره -ابوموسی- تنب بزرگ - تنب کوچک افراشته شد . ایران موفق به باز پس گیری جزایر خود به یک روز پیش از خروج نیروهای بریتانیا از خلیج فارس گشته بود .

 

شورای امنیت :پس از اعلام رسمی مالکیت ایران بر جزایر -ابوموسی،تنب بزرگ،تنب کوچک- کشورهای عربی همجون لیبی -عراق-عربستان - الجزایر -یمن -کویت - در همان روز الحاق به سازمان ملل به شورای امنیت شکایت بردند - شورای امنیت در ۹دسامبر ۱۹۷۱ تشکیل جلسه داد ،لیبی از جانبی تهدید به اعزام نیرو نموده بود ، عراق نیز همچنین ، از جانب ایران امیر خسرو افشار در شورای امنیت حضور یافت ،به وی ابلاغ گردیده بود تا از در گیری در قبال بد زبانیهای نمایندگان کشورهای عربی بر حذر باشد ، مذاکره ادامه میافت : ایران اجازه نقض حاکمیت خود حتی یک وجب از خاک ایران را به هیچ قدرتی نخواهد داد ، مساله جزایر ایران یک مسئله داخلی ایران میباشد و ارتباطی با طرح ان در شورای امنیت ندارد . در پایان نماینده سومالی خواستار کفایت مذاکرات شد و درنهایت پس از ساعتها شورای امنیت با موافقت همه اعضا و بدون اعتراض پرونده را بسته و انرا بایگانی مینماید . پس از ان دیگر هیج ادعایی نسبت به این جزایر مطرح نگردید تا اکتبر ۱۹۹۲ به چند ماه پس از حمله عراق به خلیج فارس ، امارات بار دیگر ادعای مالکیت بر جزایر را تکرار نمود. 

به هر حال مسائل جهاني و منطقه‌اي خليج ‌فارس و جزاير متعدد آن درابعاد ارتباطي، اقتصادي، سياسي، ژئواستراتژيك و ژئوپليتيك نقش بسيار مهمي را در سرنوشت سياسي، نظامي، دفاعي و امنيتي كشورهاي ساحلي بويژه ايران و امارات متحده عربي داراست. در مجموع جزاير استراتژيك اين پهنه آبي به عنوان يك عامل جغرافيايي مهم و به خاطر ارزشهاي ارتباطي و اقتصادي و نظامي كه دارند، داراي نقش مؤثري در موازنه قدرت منطقه‌اي و جهاني هستند و دولتها و قدرتهاي حاكم بر جزاير از آن به عنوان ابزاري در سياست خارجي خود استفاده مي‌كنند. هرچند اين سه جزيره اكنون در اختيار ايران قرار دارند و بر اساس واقعيت‌هاي تاريخي نيز همواره جزئي از خاك ايران محسوب مي‌شده‌اند ولي معمولاً مطرح شدن ادعاي امارات و سازمان هايي چون اتحاديه عرب و شوراي همكاري خليج فارس در اين زمينه ضمن به خطر انداختن تماميت ارضي ، مسايلي را نيز براي سياست خارجي ايران به وجود مي‌آورد بنابراين ضروريست با توجه به بي درايتي هاي موجود در اداره كشور كليه احزاب و گروه هاي سياسي با مواضعي تند و قاطع حاكميت را مجبور به موضع گيري صحيح در اين امر نمايند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 1:10  توسط فراموشکار تنها  | 

سیاست یک بام و دو هوا:

هوای اول "(سرما در شمال)":

طبق اعلام رسمی وزرات امور خارجه، در تاریخ (سه شنبه) ۲۴ مهرماه ۱۳۸۶، جمهوری اسلامی میزبان سران چهار کشور روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، به عنوان همسایگان دریای مازندران بود تا در اجلاسی مهم، به بررسی رژیم حقوقی دریای مازندران بپردازند.

وضعیت حقوقی دریایچه خزر که به سبب وسعت، با مسامحه دریا نامیده می شود، از مهمترین مسائل ملی است که دولتهای مختلف در دهه اخیر با آن روبرو بودند و بی تردید به انجام رساندن آن، برگی است که می تواند سابقه هر دولتمردی را در تاریخ این سرزمین به عنوان «قهرمان ملی» و یا متقابلاً «بازنده ملی»، جاوید نماید.

دریای مازندران ، بزرگترین دریاچه درون خشكی در كره زمین، از شمال به جنوب دارای طول ۱۲۰۴ كیلومتر، میانگین پهنای۳۲۰ كیلومتر، و محیطی برابر ۶۵۰۰ كیلومتر است. مساحت آن ۳۷۶۰۰۰ كیلومتر مربع و حدود ۲۸ متر پائین تر از سطح آب دریاهای آزاد واقع است. اكثر نقاط آن دارای ارتفاع كم، اما در بخش ایران تا ۱۰۰۰ متر عمق آب دریاست.

در دهه ۱۹۸۰ آثار فروپاشی شوروی ظاهر شد و بالاخره در ۱۹۹۱ این کشور رسماً منحل شد و به چند کشور دیگر تجزیه شد. کشورهای تشکیل دهنده شوروی پیشین با حفظ استقلال خود در جامعه کشورهای مستقل همسود عضو شدند.

تجزیه جماهیر شوروی، آثار سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی قابل ملاحظه ای را در پی داشت، تا آنجا که تنها پس از چند سال از این هنگام بود که آثار قوانین تجارت آزاد و کاپیتالیستی و هجوم فرهنگی غرب به ایالت‌ها و کشورهای وابسته به شوروی آشکار شد. فقر همه جا را در بر گرفت و تا امروز هم همچنان این ناحیه از اروپا که معروف به اروپای شرقی است از لحاظ سطح زندگی و دیگر جوانب از کشورهای پیشرفته عقب است.
لیکن آنچه در این بحث محل ورود است، تاثیر تقسیم شوروی در وضعیت حقوقی دریای مازندران و آثار ناشی از تعدد کشورهای همسایه است.

با متلاشی شدن دولت پهناور شوروی، دولتهای تازه استقلال یافته زیادی از آن سر برآوردند كه هر كدام در گوشه ای به نواختن ساز خود مشغول شدند. تا قبل از فروپاشی، شوروی یك دولت واحد بود كه شریك ایران محسوب می شد و مسأله تقسیم حاكمیت دریای مازندران ، بین جمهوری های ساحلی آن تا حد زیادی نادیده گرفته شده بود. هر چند كه به طور رسمی، جمهوری هایی كه اتحاد جماهیر شوروی را تشكیل می دادند از غنائم دریای مازندران بر طبق اصل تقسیم از وسط بهره برداری می كردند و این عمل نیز از دهه هفتاد انجام می گرفت، امّا مرز آبی دقیقی بین آنها تعیین نشده بود. فروپاشی شوروی این مسأله حل نشده را به موضوعی قابل بحث تبدیل كرد. جمهوری ها بلافاصله پس از استقلال، شروع به تقسیم دوفاكتور دریا نمودند.

ادعای ایران از حداکثر تا حداقل:
همانگونه که ذکر شد، در حداکثری ترین ادعا و با استناد به آنکه دولتهای مستقل تركمنستان و قزاقستان و آذربایجان و روسیه بر وفق بیانیه مورخ 21 دسامبر 1991 آلماآتی التزام خود را به مفاد معاهداتی كه از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق امضا شدهبود اعلام داشته اند؛ ضرورت دارد دولت جمهوری اسلامی نیز به بقاء معاهده 1940 اصرار ورزد.

مفاد قراردادهای 1921 و 1940 و نیز نامه‌های پیوست قرارداد 1940، روشن می‌سازند که :

1. دریای مازندران یک دریای بسته است. 

2. این دریا در ید مالکیت و حاکمیت متساوی دو دولت ایران و شوروی قرار دارد.

3. از آن‌جا که تحدید حدودی در دریای مزبور میان ایران و شوروی به عمل نیامده است، مالکیت و حاکمیت دو دولت بر این دریا به گونه مشاع است.

برپایه­ی توافق‌های «منیسک» و «آلما آتی» دولتهای مستقل تركمنستان و قزاقستان و آذربایجان و روسیه ، اعلام کردند که به عنوان میراث‌خواران اتحاد شوروی، همه‌ی معاهدات و تعهدات اتحاد مزبور را به رسمیت شناخته و محترم می‌دارند.

رییس جمهور قزاقستان "نور سلطان بایف "در نشست کشور‌ها‌ی دریای خزر اعلام داشت: "قرار داد 1940 ایران و شوروی سابق به تاریخ پیوسته است. "

در این هنگام رییس دولت نهم فقط تماشاگر این سخن بود ، تنها سری تکان می داد. علت آن هرچه بود بوی حماقت می داد.

همه‌ی واحدهای ایجاد شده بر پهنه‌ی اتحاد شوروی، از جمله جمهوری‌های فدراسیون روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان (اران) بدین‌سان میراث‌خواران اتحاد شوروی، پیش از هر گفت‌وگو با ایران می‌بایست نخست بر سر تقسیم ماتـَرَک اتحاد شوروی که عبارت است از 50 در صد دریای مازندران است به چانه زنی، گفت‌وگو و تفاهم یا نزاع و ستیز میان خود برخیزند. توافق چهار واحد سیاسی فدراسیون روسیه، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان (اران) بر سر مرده ریگ اتحاد شوروی در دریای مازندران که نیمی از آن را دربرمی­گیرد، راه را برای گفت‌وگو بر سر تعیین رژیم نوین حقوقی دریای مازندران، با ایران می بندد.

تجزیه‌ی احتمالی هر یک از واحدهای سیاسی مزبور (اران، فدراسیون روسیه، قزاقستان و ترکمنستان) و سر بر آوردن واحدهای سیاسی نوین در کرانه‌ی دریای مازندران، اثری بر حق‌السهم ایران در این دریا ندارد. واحدهای حاصل از تجزیه، تنهابخشی از دارایی‌ها و بدهی‌های واحد اصلی را به ارث می‌برند.

بدین‌سان، حقوق تاریخی و قانونی ملت ایران برپایه‌ی قراردادهای موجود میان ایران و اتحاد شوروی، روشن و مسجل و مسلم است.

هیچ‌کس و هیچ مقام نمی‌تواند و اجازه ندارد که از سوی ملت ایران قراردادی را امضا کند که کوچک‌ترین خدشه بر منافع و مصالح ملت ایران در دریای مازندران وارد کند.

از آن‌جا که تحدید حدودی میان ایران و اتحاد شوروی در دریای مازندران به عمل نیامده است، پذیرش سهم کم‌تر از 50 درصد (11،10 و یا 20 درصدی)، در حکم تجزیه‌ی ایران است.

امیداریم بار دیگر ما بازنده ملی نباشیم.

هوای دوم "(سرما در جنوب)":

اظهارات اخیر "جلال طالبانی" رئیس جمهوری عراق در مورد لغو قرارداد الجزایر. رييس جمهور عراق از لغو يكجانبه توافقنامه الجزاير كه در سال 1975 بين ايران و عراق در راستاي تقسيم آب شط العرب (اروند رود)  امضا شده بود خبر داد. جلال طالباني، طي اظهاراتي گفت: اين توافقنامه از سوي گروه‌هاي مخالف دولت سابق عراق كه اكنون خود حاكم اين كشور هستند لغو شده دانسته مي‌شود. وي ادامه داد: اين توافقنامه قبلا بين صدام و شاه ايران امضا شده بود و بين عراق و ايران نبوده است. به گزارش ايسنا، طالباني با تاكيد بر اينكه خواهان روابط خوب با تهران است گفت: ما خواهان روابط خوب با تهران هستيم، اما توافقنامه الجزاير را نمي‌پذيريم. وي همچنين از مخالفت خود با امضاي برخي بيانيه‌هاي مشترك با ايران به دليل درج اين توافقنامه در متون آن خبر داد. توافقنامه الجزاير 6 مارس 1975 بين صدام حسين، معاون رييس جمهور آن زمان و محمدرضا پهلوي، شاه مخلوع ايران و تحت نظارت هواري بوم دين، رييس جمهور وقت الجزاير امضا شد. اين توافقنامه قراردادي سياسي مبني بر تقسيم آب‌هاي شط العرب (اروند رود)  بود بعد از آنكه عراق در سال 1969 اعلام كرد كه آب‌هاي اين رودخانه به طور كامل از طريق تالوگ به اين كشور باز مي‌گردد؛ در مقابل ايران نيز متعهد شد كه با سازمان‌هاي شورشي كرد در عراق مقابله كند. صدام در سال 1980 هم زمان با شروع جنگ ايران و عراق اين توافقنامه را لغو كرد، اما در سال 1990 بعد از ورود نيروهاي عراقي به كويت اجراي اين توافقنامه ازسرگرفته شد. شط العرب (اروند رود) در 400 كيلومتري جنوب بغداد واقع است كه از تلاقي دو رود دجله و فرات در شهر القرنه تشكيل شده است. طول اين رودخانه به 190 كيلومتر مي‌رسد كه به خليج‌فارس مي‌ریزد. عرض آن نيز در برخي از مناطق به دو كيلومتر مي‌رسد.

حسن كاظمي قمي، سفير جمهوري اسلامي در عراق در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي – خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در پاسخ به سوالي در مورد اظهارات جلال طالباني، رييس جمهور عراق كه توسط روزنامه الحيات لندن منتشر شده است گفت: قطعنامه مرزي بين دولتين ايران و عراق موسوم به توافقنامه الجزاير عهدنامه‌اي رسمي و جزو استناد بين‌المللي است و لذا لايتغير نيز مي‌باشد. كليه همكاري‌ها و قراردادهاي جديد اقتصادي، حمل و نقل و تجاري ميان دو كشور در چارچوب قرارداد ۱۹۷۵انجام مي‌گيرد.

به گزارش ايسنا، طالباني با تاكيد بر اينكه خواهان روابط خوب با تهران است گفت: ما خواهان روابط خوب با تهران هستيم، اما توافقنامه الجزاير را نمي‌پذيريم.

شاید لازم به تذکر به اقای طالبانی باشد که در ماده ۸۰ قانون اساسي عراق و بند ششم آن، مذاكره درمورد توافقنامه‌هاي بين‌المللي و امضاي آنها از صلاحيت‌هاي نخست وزير و دولت بيان شده‌است و رئيس جمهور هيچ قدرت يا اختياري براي تعيين تكليف يا صحبت درباره چنين مسائلي ندارد . در زمان صدام بخش‌هايي از خاك عراق به اردن واگذار شد و در مشكلات با كويت نيز بخش‌هايي از خاك عراق از دست رفت كه"جلال طالباني" رييس جمهوري عراق به آنها نپرداخت.

 

اما نکاتی در این رابطه. دوستان:

1- اگر ما در قرارداد 1921 و 1940 به کشورهای همسایه اجازه همچین جسارتی را نمی دادیم ،آیا باز آقای طالبانی به خود اجازه همچین جسارتی را می دادند؟

2- آیا آقای احمدی نژاد و کابینه ایشان می دانند که همچون طالبانی حق تغییر در مرزها را ندارند؟

3- به راستی چه تفاوتی بین قراردادهای 1921 و 1940 با قرارداد 1975 وجود دارد؟

4- آیا از 155000 کیلو متر مربع از وطن می توان گذشت ؟

5- آیا دریای مازندران را می توان بخشید ؟ به چه قیمت و در ازای آن ما چه بدست می آوریم، آیا ارزش آن را دارد؟

6- کسانی که معتقدند ما هیچگاه مالک 50% دریای مازندران نبودیم آیا قراردادهای فوق را مطالعه کرده اند؟

7- اگر این گونه است که میتوان قراردادها را به این گونه لغو کرد پس چرا ما قراردادهایی را که در آنها بخشی از خاک کشورمان را به تاراج دادیم و بارها در کتابهای درسی از آنها به عنوان ننگ نام می بریم را باطل نمی کنیم و آن بخشها را به ایران باز نمی گردانیم؟

8- در عصری زندگی میکنیم که در 1 ثانیه می توان خبری را به گوش همکان رساند. پس چرا ما باید حرفهایی را بزنیم یا در جاهایی سکوت کرده و لبخندهای احمقانه تحویل دهیم که این تبعات را برای ما ایجاد کند؟

9- آیا شما فکر میکنید این مشکلات از قِبَل چشم همسایگان ناپاک به خاک ماست که باعث چنین مسائل حادی می شود یا اشکال در روش بر خورد ما با دیگر کشورها و یا تاثیر سیاستهای ناکارامد مسئولین می باشد؟

10- در نهایت نظر شما ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 21:36  توسط فراموشکار تنها  |